یادخدا بهترین یاور انسان

«إنّ الذین اتّقوا اذا مسّهم طائفٌ من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون»: ۱پرهیزکاران هنگامى که گرفتار وسوسه‏ هاى

شیطان شوند؛ متذکر مى ‏شوند (به یاد خداوند متعالو پاداش و کیفر او مى‏ افتند) و در پرتو یاد او راه حق را مى‏ بینند

وبینا مى‏ گردند. در تفسیر آیه فوق و در جواب از سؤال درباره «ذکر اللّه على کلّ حال» امام صادق« علیه‏ السلام

فرمو  د  :«یذکر اللّه عند المعصیه یهمّ بها فیحول ذکر الله بینه و بین تلک المعصیه و هو قول اللّه: ان الذین اتقوا اذا

مسّهم طائف من  الشیطان تذکّروا…»: ۲در آن وقتى که قصد معصیت دارد (در حالیکه شیطان و نفس امارّه او را به

انجام گناه  تحریک مى ‏کنند) خدا را یاد کند؛ که این «یاد خدا» حائل و مانع میان او و آن گناه خواهد بود( و اورا

ازارتکاب  معاصی حفظ  خواهد کرد) و این همان قول خداوند متعال است که فرمود: «پرهیزگاران هنگامى که

وسوسه‏ هاى  شیطان متوجه آنها می شود به یاد خدا… مى‏ افتند». بنابراین یاد خدا عامل اطاعت و سبب اجتناب از

گناه است، همان طور که فراموش کردنش عامل معصیت. پس اگر کسى گرفتار معاصى است بداند که از آن سرچشمه

با برکت محروم شده است؛ چنانچه امام صادق« علیه‏ السلام » فرمود: «هر که به راستى به یاد خدا باشد،

فرمانبردارى کند و هر که از  یاد خدا غافل باشد، نافرمانى نماید طاعت نشانه ره‏یافتگى است و معصیت علامت

گمراهى و ریشه هردو فراموشی یاد خدا و غفلت است».۳ به برکت این حدیث، سخن رسول خدا« صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏آله

» برای ما بیشتر روشن مى ‏شود آن حضرت فرمود : «من أطاع اللّه فقد ذکر اللّه و ان قلّت صلاته و صیامه و تلاوته

للقرآن و من عصى اللّه فقد نسى الله و ان کَثُرتْ صلاته و صیامه و تلاوته للقرآن»: ۴  کسى که از خداوند

متعال اطاعت می کند ازاو یاد کرده است  اگرچه نمازو روزه اش ندک باشد و کسى که خدا را معصیت مى‏ کند اورا

فراموش نموده است، گرچه نمازو روزه و تلاوت قرآنش زیاد باشد به نظر می رسد منظورحضرت این باشد که«

اطاعت و فرمانبری ازخدا علامت یاد خدا و معصیتش نشانه فراموشی اش می باشد .»

نکته:

ممکن است بعضى‏ ها در انجام اعمال مستحبى (نمازهاى نافله، روزه‏ هاى مستحبى و تلاوت قرآن)چندان موفقیتی

نداشته باشند اما چون از یک روح مطیع و تسلیم در برابر حق تعالى برخوردار هستند، هرگز در برابر اوامر و نواهى

خدا نافرمانى نمى ‏کنند؛ چرا که اینها از نورانیّت دل و ذکر مستمر و واقعى خدا بهره‏ مند مى‏ باشند و ذاکران واقعى

اینها هستند. در مقابل ممکن است بعضى‏ ها در انجام خیلى از مستحبات موفق به نظر برسندامّا در میدان آزمایش و

عمل که قرار مى‏ گیرند دست به کارهایى مى‏ زنند که معصیت الهى محسوب مى ‏شود و این کارها نشانگر این است

که آن اعمال عبادى یک چیز سطحى بوده و اینها در حقیقت خدا را فراموش کرده‏ ا ند و لذا از انجام کارهاى قبیح

و ارتکاب معاصى خود دارى نمی کنند و در میدان انجام تکالیف الهى مانند جهاد و انفاق در راه خدا و… ضعف و

سستى از خود نشان مى ‏دهند.


۱- اعراف /۲۰۱                                      ۲- وسایل السیعه ج۱۱- ابواب جهاد النفس ب ۱۵/۲۳

۳- میزان الحکمه ب ۶۴۵۳۰/۱۳۴۲                ۴- وسایل الشیعه  همان ب ۱۳/۲۳

نوشته‌های مشابه