یادخداواقسام ان
آنچه که از آیات و روایات استفاده مىشود این است که «یاد خدا» دو قسم
است ;
قسم اول: ذکر لفظى و زبانى
قسم دوم: ذکر قلبى
«یاد زبانى و لفظى خداوند متعال»;
«واذکر ربکّ فى نفسک تضرُعا و خیفهً و دون الجهر من القول بالغدوّ و الأصال و لا
تکُنْ مِنَ الغافلین»:
پروردگارت را در دل خود از روى تضرّع و خوف و بزبان بطور آهسته و آرام
صبحگاهان و شامگاهان یاد کن و از غافلان مباش.(۱)
در آیه فوق به هر دو قسم ذکر خدا، تصریح شده است؛ صدر آیه (واذکر ربّکَ فى
نفسِکَ یعنى خدا را در دل یاد کن) ذکر قلبى را مطرح کرده و ذیل آیه (و دون الجهر
من القول… یعنى خدا را به زبان و به طور آهسته یاد کن) یاد لفظى و زبانى را.(۲)
«قول» بر چند وجه استعمال شده که روشن ترین آنها این است که «قول» چیزى
است که از حروف ترکیب یافته و به وسیله نطق و بیان لفظى مطرح گردد،(۳) که از
آن به سخن و گفتار تعبیر مىشود.
(۱) اعراف / ۲۰۵.
(۲) علامه طباطبائى (قدس سره) در تفسیر آیه مذکور فرموده است : «قسمّ الذکر الى ما فى
النفس و دون الجهر من القول ثم أَمر بالقسمین»: ذکر را به دو قسم تقسیم کرده، آنچه در دل انجام
مىگیرد و آنچه که به زبان و به طور آهسته گفته مىشود سپس به هر دو قسم امر فرموده است،
(المیزان ج ۹ ص ۳۸۲).
(۳) مفردات راغب ص ۴۳۰: «والقول یستعمل على اوجه أظهرها أن یکون للمرکب من
الحروف المبرز بالنطق…».
به نظر مىرسد در آیه فوق با توجه به قید «و دون الجهر» (آهسته و بدون آواز
) همین معنى متعیّن باشد؛ بنابراین ذکر لفظى و زبانى خدا، همه آن مواردى
را که در شرع مقدس اسلام تلفظ به یاد خدا چه به صورت الزامى و واجب مانند
«نماز»و چه به صورت مستحب مطرح گردیده است شامل خواهد گشت، اگر
چه «یاد خدا» اختصاص به آن موارد ندارد، لذا هر کس با هر زبان و بیانى از خدا یاد
کند «ذکر» او مىتواند مصداق «ذکر لفظى خدا» باشد. امیداست که خداوندمتعال ماراازذاکران واقعی خودش قراردهدانشاالله .