شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی۴
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و عرض خسته نباشید
دو مطلب در سایت «ویکی فقه» در مورد مرحوم حسنعلی نخودکی اصفهانی، ذکر شده که محل خدشه است.
مطلب اول:
اینکه ایشان «مسلک صوفیانه داشته». اولا. این، یک ادّعا است و منبع و مدرک معتبر میخواهد.
ثانیا. عنوان ذکر شده، ظهور در این دارد که ایشان «فرقه صوفیه»یِ معروف و مشهور در این زمان را که نزد علما و دانشمندان شیعی مردود است، قبول داشته. و این، چیزی است که با عبارتی که در ادامه مطالب همین سایت، از خود نخودکی اصفهانی نقل شده (: عرض میشود به تمام احباء اظهار فرمایید که طریقه فلانی غیر از طریقی است که شنیدهاید، همه بدانید که طریقه حقیر، طریقی است که تمام مطالب شرع را نهایت اهتمام است؛ خلاف باقی طرق که به مطالب شرعیه خیلی بیاعتنا هستند)، سازگاری ندارد.
نحوه بیان فوق نشان میدهد که گویا در زمان خود وی هم دستهایی در کار بوده که ایشان را به اینگونه فرقهها منسوب نمایند تا از شخصیت ممتاز او برای تقویت مسلک انحرافی خودشان بهره برداری نمایند؛ لذا ایشان به این مطلب حساس شده و آن را رد میکنند.
پاسخ مرحوم محمد رضا حکیمی در جواب سؤالی که در مورد آن مرحوم شده نیز، نشانگر وجود چنین تلاشهای مغرضانه و یا شایعات مربوط به گرایش این شخصیت ارزشمند به فرقه صوفیه است، چیزی که این نویسنده دانشمند هم به صراحت آن را رد می کند.
مطلب مربوط به این پرسش و پاسخ را اینجا ذکر میکنم: «علامه محمد رضا حکیمی (قدس سره) در پاسخ این پرسش که نظرتان در مورد آشیخ حسنعلی نخودکی چیست؟ میگوید: «تمام ریاضات و اوراد آشیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی شرعی، دینی، قرآنی و روایی محض بود. به شدت از صوفی و صوفیگری متنفر و منزجر بود. حتی سبیلهای خود را بیش از محاسن کوتاه میکرد.». (سلمانی آرانی، حبیب الله، حکیم جاودانه: شرح حال، مصاحبه، و پرسش و پاسخ و احوال علامه محمد رضا حکیمی، تابستان۱۴۰۱، ص۱۴۱.)
مطلب دوم:
«برخی وی را قطب یا شیخ سلسله چشتیه معرفی کرده و لقب طریقتی وی را بندهعلی دانستهاند، اما وی کسی را به این سلسله دعوت نکرد»
بنده به خود کتابهایی که در پاورقی مطلب فوق در سایت ذکر شده، مراجعه کردم؛ در یکی از آنها (بلاغی، عبدالحجت، مقالات الحنفاء فی مقامات شمس العرفاء، ج۱، ص۲۱۷.)، چیزی در خصوص این مطلب ندیدم و در دو تای دیگر (۱. آشتیانی، جلالالدین، در حکمت و معرفت مجموعۀ مقالهها و مصاحبههای حکمی معرفتی استاد جلالالدین آشتیانی، ج۱، ص۱۳۶. ۲. مدرسی چهاردهی، نورالدین، سلسلههای صوفیۀ ایران، ج۱، ص۱۸۲.) گر چه این مطلب آمده ولی مدرک و منبعی برای آن، ذکر نکردهاند. چطور میشود چنین ادعای مهمی را با که با هیچگونه سندی برای آن ارائه نشده، پذیرفت!
چیزی که باعث تردید بیشتر در پذیرش سخن مذکور، میشود این است که در خصوص عقاید «سلسله چشتیه» در خود همین کتاب «سلسلههای صوفیه» آمده است: « در هند افراد سلسله چشتیه در شریعت تابع امام اعظم ابوحنیفه که در محضر امام صادق (علیه السلام) تلمذ مینمود بودند …». چگونه میتوان باور کرد که شیخ حسنعلی که خودش تربیت شده حوزههای علمیه شیعی بوده و در این بستر به آن مراتب علمی، معنوی، اخلاقی رسیده و در چنین محیطی زندگیاش را ادامه داده، قطب فلان سلسله صوفی و سنَی مذهب شده باشد!؟
خوب است در این خصوص مطلبی مستندی را که نتیجه تحقیقات آقای آریا میباشد، تقدیم نمایم:
«… بدون اغراق این طایفه (چشتیه) نزدیکترین گروه اسلامی به شیعه هستند … نگارنده فقط یک مورد در پیشاور پاکستان دیدم که از افراد وابسته به طریقه چشتیه پس از اینکه به تشیع رو آورده بود هنوز هم در طریقت ثابت قدم بود و در شریعت هم تابع فقه جعفری، دیگر نه سندی بدست آوردم و نه از کسی خبری شنیدم که پیروان طرقه چشتیه، شیعه مذهب باشند، لیکن در این اواخر آقای مدرسی چهاردهی در کتاب «سلسلههای صوفیه در ایران» ص۱۸۴- ۱۸۲ و نیز در کتاب «سیری در تصوف» ص۹۴- ۹۲ مینویسد: «که مدتها در ایران از سلسله چشتیه در ایران خبری نبود تا در ایام اخیر مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی قطب سلسله چشتیه در ایران گردید … » اما وی هم سندی بدست نمی دهد و نگارنده نیز پس از تحقیق در این مورد به نتیجهای نرسید.( آریا، غلامعلی، طریقه چشتیه در هند و پاکستان، ۱۳۶۵ش، ص۱۹۳-۱۹۴.)
علی الماسی. ۱۴۰۴/۱۰/۸